تبلیغات

دانستنی های ضروری روانشناسی کودک

۰
دانستنی های ضروری روانشناسی کودک در این مقاله آورده شده است.

یکی از مهم ترین مباحث قابل توجه برای ان هایی که دارای فرزند هستند، روانشناسی کودک است.

این حیطه از علم روانشناسی، موضوعات بسیار مهم و گسترده ای را در بر می گیرد که با جزیی ترین رفتارهای کودکان درآمیخته است و کیفیت زندگی کنونی کودک و اطرافیانش را تحت تاثیر قرار می دهد.

روانشناسی کودک بر رشد فیزیکی،احساسی و رشد اجتماعی کودکان متمرکز است و تلاش می کند تا با توضیح فرایند صحیح رشدی کودکان، پای ههای اساسی شخصیت را به درستی بنا کند.

ابزارهای سنجش و اندازه گیری در روانشناسی کودکان
ممکن است هدف شما از مراجعه به روانشناس یا مشاور کودک آن باشد که توانایی های ذهنی، اجتماعی و یا عاطفی کودک تان را بسنجید.

بنابراین آشنایی کلی با آزمون های رشدی کودکان می تواند برای تان مفید باشد.

مهم ترین آزمون های هوش کودکان عبارتند از:
مقیاس هوش کودکان وکسلر
مجموعه سنجش های کودکان کافمن
این آزمون ها برای سنجش معلولیت های یادگیری، عقب ماندگی ذهنی،ب دکاری عصب شناسی یا اختلالات رشدی کودکان بکار می رود.

آزمونهای فرافکن
برخی از متخصصان معتقدند به منظور پیدا کردن تصویر پویاتری از شخصیت، می توان از آزمون های فرافکن نیز استفاده کرد.

یکی از دلایلی مهم آن، مبهم بودن محرک های این آزمون ها یا استفاده از حیوانات در این آزمون است که باعث می شود خردسالانی که سطح اضطراب شان بالاتر است کمتر بترسند و بیشتر همکاری کنند.



علائم نگرانی نوجوان
علائم نگرانی نوجوانان
0 دیدگاه/ژانویه 19, 2021
ادامه مطلب
مهم ترین عوامل موثر بر شکل گیری شخصیت کودک تان را بشناسید
شیوه های صحیح فرزندپروری و نحوه تعامل و روابط با فرزندان از مهم ترین موضوعات روانشناسی کودک است.

محیط خانواده اولین و مهم ترین محیطی است که کودک در آن شاهد روابط انسانی است.

و بسیاری از این روانشناسان تحقیقات زیادی درمورد تجارب سال های اولیه دوران کودکی انجام داده اند.

تجربه های کودک درساله ای اول زندگی بیشتر در خانواده رخ می دهد و نقش مهم و زیربنایی در شخصیت کودک

و رفتارهای بعدی او دارد.

منبع:مرکز مشاوره و روانشناسی مشاورانه-دانستنی های ضروری روانشناسی کودک

+ نوشته شده توسط Ravanshenasanebartar در ، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: روش های تربیتی کودکان، روانشناسی کودک، روش صحیح تربیت فرزند

چرا وقت زیادی تلف می کنیم

۰
چرا وقت زیادی تلف می کنیم
چرا زمان زیادی را هدر می دهم؟

آیا مدت زیادی است که می خواهید نوبت دکتر بگیرید، گاراژ را تمیز کنید و امور مالیاتی خود را انجام دهید؟

فرایند کنار گذاشتن کاری که باید انجام شود را به تعویق انداختن می گویند. همه ما برخی اوقات دچار آن می شویم.

اما اگر به طور مداوم برای به پایان رساندن وظایف خود تقلا می کنید، ممکن است یک مشکل بزرگ تر وجود داشته باشد. هنگامی که شما دلایل خود را کشف می کنید، می توانید از زمان خود بیشترین استفاده را بکنید.

آیا استرس دارید؟

هنگامی که شما با چیزی مواجه شوید که نمیخواهید آن را انجام دهید، ممکن است منجر به احساس تنش در شما شود. کنار گذاشتن این کار همراه با ترس و سختی، راهی برای رسیدن شما به تسکین کوتاه مدت است.



برای مطالعه بیشتر:

ذهن آگاهی

علت کم حرفی

جنبه منفی این موضوع این است که شما هنوز هم باید در آینده ای نه چندان دور به کار خود برسید که ممکن است به شما احساس گناه یا عصبانیت بدهد – و باعث افزایش بیشتراسترس شما شود.اگر تنش به اندازه ای بد باشد که شما را از انجام دادن کارهایتان منصرف کند، ممکن است متوجه شوید که این موضوع می تواند به روش های دیگر نیز روی شما اثر بگذارد. مانند:

مشکل در خواب

افکار مزاحم

کمبود انرژی یا مشکل در تمرکز

سردرد یا تنش عضلانی

خلق و خوی خود را با ورزش منظم بررسی کنید، الکل و کافئین را محدود کنید (که باعث بدتر شدن استرس می شود)، و به اندازه کافی بخوابید.در مورد آنچه در ذهن شما هست، با یک دوست یا مشاور نیز صحبت کنید.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-چرا وقت زیادی تلف می کنیم

+ نوشته شده توسط Ravanshenasanebartar در ، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: تلف کردن وقت، جلوگیری از اتلاف وقت، روانشناسی کودک

کودک من اضطراب دارد یا عادیست؟

۰
کودک من اضطراب دارد یا عادیست؟
قبل از فکر کردن در مورد اختلالات هیجانی کودک، بهتر است از خود بپرسید: کودک من اضطراب دارد یا عادیست؟ آیا هیچ گاه به شدت احساس نگرانی یا ناراحتی شدید هیجانی نکرده ام؟ به احتمال زیاد پاسخ مثبت است!

همه ما این قبیل هیجان ها را تجربه کرده ایم و این تجربه ها به تنهایی دلیل کافی برای دادن این حکم نیست که نابهنجاری یا نقص در شخصیت و منش وجود دارد. کودکان نیز ترس و اضطراب-همان چالش های هیجانی طبیعی- دارند و این ترس و اضطراب تنها زمانی که شدید، مزمن،ممتد و مزاحم باشد علامتی از اختلال روانشناختی است.

طی پنجاه سال گذشته، یافته های پژوهشی همگی نشان میدهند که ترس و اضطراب در کودکی امری معمول و شایع است (جرسیلد و هولمز، 1935، لاپاس ومونک، 1958، مک فارلن، آلن و هانزیک، 1954، اولندایک و کینگ، 1991، به نقل از کندال، 1389). تحقیقات قدیمی تر مثل تحقیق جرسیلد و هولمز (1935) شیوع ترس و اضطراب را به خوبی اثبات کرد. در ان زمان پژوهش ها نشان دادند که ممکن است کودکان و نوجوانان 9 تا 13، نوعی ترس شدید با نگرانی جدی تجربه کنند. به نظر می رسد پیچیدگی های ترس کودکان با رسیدن به 8 سالگی که همراه تحول شناختی کودک و افزایش توانایی او برای استدلال و توسعه پیام های منفی ممکن و نتایج در اینده می باشد افزایش می یابد. هم چنین منابع اولیه ترس و اضطراب با مراحل تحولی در زندگی تغییر می یابد. باید توجه داشت همراه با تحول میزان ترس های گزارش شده کودکان کاسته می شود و کانون ترس تغییر می یابد.



همراه با جریان رشد نوع ترس ها نیز تغییر می کند، یعنی در سنین متفاوت ترس های متفاوتی مطرح می شود. مثلا کودکان 8 ماهه تا 2ساله از جداشدن از مراقبان خود می ترسند، اما این ترس بین 1 تا 2 سالگی کاهش می یابد. بین 2 تا 4 سالگی از شدت دلبستگی کاسته می شود وترس های دیگری مانند ترس از حیوانات وتاریکی ظاهر می شود. بین 4 تا 6 سالگی، قدرت تصور و تصویرسازی کودک رشد می کند و تصویرهایی از ارواح، هیولاهای نیمه انسان-نیمه حیوان و صداهای غیرقابل توضیح در شب را می سازد. بعد از6 سالگی کودک احتمالا بیشتر از آسیب، مرگ یا بلایای طبیعی می ترسد. هم نوجوانان سفیدپوست و هم نوجوانان آمریکایی آفریقایی تبار ترس هایی مشابه درباره صدمه دیدن خود یا دیگران ابراز می کنند، کودک با نزدیک شدن به دوران نوجوانی،ممکن است از پذیرفته نشدن در گروه بزرگسالان بترسد.

جدول: ترس ها و اضطراب های مرتبط با سطوح سنی مختلف در کودکان

سن کانون ترس یا اضطراب
0-6 ماهگی عدم حمایت، صدای بلند، محرک های حسی شدید
6-9 ماهگی غریبه ها، محرک های ناگهانی یا غیر قابل انتظار (مثل صداها)
1 سالگی جدایی از فردی که از کودک مراقب می کند، آسیب دیدن، توالت رفتن و غریبه ها
3 سالگی حیوانات، ماسک ها، تنها ماندن، جدایی از والدین
4 سالگی تاریکی، حیوانات و سر و صدا
5 سالگی حیوانات، افراد بد، تاریکی و جدایی از والدین
6 سالگی غول ها، جادوگرها و دیگر افراد غیر عادی، صدمات جسمی، رعد و برق و تندر، جدایی از والدین (برای مثال هنگام رفتن به مدرسه)
7-8 سالگی غول ها، جادوگرها و دیگر افراد غیر عادی، (مثلا انهایی که در کتاب ها و فیلم ها هستند) وقایع غیر عادی موجود در رسانه ها و فیلم ها، (مانند جنگ و بمب گذاری و انفجارها)، تنها ماندن، صدمات و اسیب ها.
منبع: آلن دیک، 1983

محیط اجتماعی در پهنه زندگی چالش های متفاوتی را پیش روی ما می گذارد که مستلزم رشد مهارت ها، باورها یا احساسات جدید است. طی دوران کودکی ترس ها و اضطراب ها این قبیل چالش ها را به وجود می آورند. کودکان با فراگیری روش های مقابله با موقعیت های اضطراب زا و ترس آور این دوران، نحوه کنار آمدن با ترس ها و اضطراب های زندگی آتی را می آموزند. برای مثال اذعان به ترس، رویارویی و سپس مقابله با آن، و در نهایت نترسیدن در واقع توالی رشد کودک است تا در آینده برای مقابله با ترس و اضطراب آماده باشد.

بر اساس متون و ادبیات تحولی، بسیار معقول است که کودکان و نوجوانان نسبت به تجربه ترس ها و اضطراب های مختلف در مراحل مختلف تحول خود اسیب پذیرتر باشند. با وجود این، چه چیزی واکنش و ترس و اضطراب بهنجار را از اضطراب هراس بالینی جدا می سازد؟ متخصصان بالینی دستورالعمل هایی را برای متمایز کردن واکنش ترس طبیعی از شرایط اضطرابی که از نظر شدت، فراوانی، محتوا، دفعات و نشانه های اضطرابی با همتایان بهنجار خود متفاوت هستند تهیه کرده اند (کندال، 2000).

منبع : کودک و نوجوان-کودک من اضطراب دارد یا عادیست؟

+ نوشته شده توسط Ravanshenasanebartar در ، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: کودک مضطرب، مشاوره کودک، روانشناسی کودک
نوشته‌های اخیر