تبلیغات

نقش تلویزیون در تربیت کودکان

۰
نقش تلویزیون در تربیت کودکان
تلویزیون یکی از وسایل مدرن است که در اثر پیشرفت صنعت به وجود آمده است و با تمام منافعی که دارد، زیان‌هایی نیز با خود به همراه می‌آورد. کودکان همچون بزرگسالان مایلند تلویزیون تماشا کنند و گاهی نیز آن را بر مطالعه کتاب‌های سودمند و دینی و بحث و گفت‌وگو و… ترجیح می‌دهند. والدین از این واقعیت که تلویزیون اطفالشان را سرگرم می‌نماید، خوشحال می‌شوند، اما درباره صدمه‌های احتمالی که بر چشم و مغز کودکانشان وارد می‌سازند، نگرانند.

کودکانی هستند که بیشتر وقت خود را صرف تماشای تلویزیون می‌کنند، می‌توان گفت آنها به تلویزیون معتاد شده‌اند. تماشای زیاد تلویزیون عوارضی مثل خستگی، سردرد، کم‌خوابی، استفراغ و… دارد. برخی والدین معتقدند که تلویزیون مانند داروست و مقدار معینی دارد و باید درست مصرف گردد و به همین منظور به کودک اجازه داده می‌شود که در وقتی معین، برنامه‌ای خاص را ببیند.



وقتی در تلویزیون در یک فیلم سینمایی که به نمایش درمی‌آید خشونت ظاهر شود بدون شک افکار، احساسات، عواطف و رفتار کودکی که شاهد این‌گونه صحنه‌های خشن است، تحت تاثیر قرار می‌گیرد و سیستم انگیزشی او را تحریک می‌کند. خشونتی که به صورت تصویری ارائه شود، احتمال خشونت و رفتارهای ناشی از ترس و وحشت را در کودکان کم‌سن و سال و به‌خصوص پسران، چند برابر افزایش می‌دهد. این نوع صحنه‌های خشن احتمال جرم و جنایت را در افراد افزایش می‌دهد.

البته بعضی کودکان بیشتر از بقیه از نظر فکری درگیر این نوع فیلم‌ها می‌شوند. جنسیت هم در این مورد اهمیت دارد. یعنی پسرها بیشتر از دخترها تحت تاثیر قرار می‌گیرند. مواجهه با صحنه‌های خشونت در تلویزیون، فعالیت مغز را در کودکان تحت تاثیر قرار می‌دهد و این تاثیر حتی در کودکانی که در گذشته رفتار خشونت‌آمیز نداشته‌اند نیز دیده می‌شود. فرزندان دوست دارند ساعت‌ها پای تماشای تلویزیون، ویدئو و فیلم بنشینند! آنها با این کار احساس شادی و رضایت می‌کنند، اما این رضایت با مشکلاتی همراه است. اگر آنها را به حال خود رها کنند، از تاثیرات بد ذهنی و روانی این مسائل در امان خواهند بود. استفاده بیش از حد از وسایل با چاقی و بی‌تحرکی کودکان همراه است و عواقب جسمی بدی به دنبال خواهد داشت. همچنین ارتباط آنها را با پدرها و مادرها کمتر می‌کند. در نتیجه کودکان فرصت ندارند در مورد مسائل خود با والدین صحبت کنند و به تدریج ارتباطات کمرنگ‌تر می‌شود و فاصله‌ها بیشتر و بیشتر می‌شود.

منبع: مرکز مشاوره ستاره ایرانیان-نقش تلویزیون در تربیت کودکان
+ نوشته شده توسط Ravanshenasanebartar در ، ۲ بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: تربیت کودک، مشاوره خانواده، مشاوره کودک

کودک من اضطراب دارد یا عادیست؟

۰
کودک من اضطراب دارد یا عادیست؟
قبل از فکر کردن در مورد اختلالات هیجانی کودک، بهتر است از خود بپرسید: کودک من اضطراب دارد یا عادیست؟ آیا هیچ گاه به شدت احساس نگرانی یا ناراحتی شدید هیجانی نکرده ام؟ به احتمال زیاد پاسخ مثبت است!

همه ما این قبیل هیجان ها را تجربه کرده ایم و این تجربه ها به تنهایی دلیل کافی برای دادن این حکم نیست که نابهنجاری یا نقص در شخصیت و منش وجود دارد. کودکان نیز ترس و اضطراب-همان چالش های هیجانی طبیعی- دارند و این ترس و اضطراب تنها زمانی که شدید، مزمن،ممتد و مزاحم باشد علامتی از اختلال روانشناختی است.

طی پنجاه سال گذشته، یافته های پژوهشی همگی نشان میدهند که ترس و اضطراب در کودکی امری معمول و شایع است (جرسیلد و هولمز، 1935، لاپاس ومونک، 1958، مک فارلن، آلن و هانزیک، 1954، اولندایک و کینگ، 1991، به نقل از کندال، 1389). تحقیقات قدیمی تر مثل تحقیق جرسیلد و هولمز (1935) شیوع ترس و اضطراب را به خوبی اثبات کرد. در ان زمان پژوهش ها نشان دادند که ممکن است کودکان و نوجوانان 9 تا 13، نوعی ترس شدید با نگرانی جدی تجربه کنند. به نظر می رسد پیچیدگی های ترس کودکان با رسیدن به 8 سالگی که همراه تحول شناختی کودک و افزایش توانایی او برای استدلال و توسعه پیام های منفی ممکن و نتایج در اینده می باشد افزایش می یابد. هم چنین منابع اولیه ترس و اضطراب با مراحل تحولی در زندگی تغییر می یابد. باید توجه داشت همراه با تحول میزان ترس های گزارش شده کودکان کاسته می شود و کانون ترس تغییر می یابد.



همراه با جریان رشد نوع ترس ها نیز تغییر می کند، یعنی در سنین متفاوت ترس های متفاوتی مطرح می شود. مثلا کودکان 8 ماهه تا 2ساله از جداشدن از مراقبان خود می ترسند، اما این ترس بین 1 تا 2 سالگی کاهش می یابد. بین 2 تا 4 سالگی از شدت دلبستگی کاسته می شود وترس های دیگری مانند ترس از حیوانات وتاریکی ظاهر می شود. بین 4 تا 6 سالگی، قدرت تصور و تصویرسازی کودک رشد می کند و تصویرهایی از ارواح، هیولاهای نیمه انسان-نیمه حیوان و صداهای غیرقابل توضیح در شب را می سازد. بعد از6 سالگی کودک احتمالا بیشتر از آسیب، مرگ یا بلایای طبیعی می ترسد. هم نوجوانان سفیدپوست و هم نوجوانان آمریکایی آفریقایی تبار ترس هایی مشابه درباره صدمه دیدن خود یا دیگران ابراز می کنند، کودک با نزدیک شدن به دوران نوجوانی،ممکن است از پذیرفته نشدن در گروه بزرگسالان بترسد.

جدول: ترس ها و اضطراب های مرتبط با سطوح سنی مختلف در کودکان

سن کانون ترس یا اضطراب
0-6 ماهگی عدم حمایت، صدای بلند، محرک های حسی شدید
6-9 ماهگی غریبه ها، محرک های ناگهانی یا غیر قابل انتظار (مثل صداها)
1 سالگی جدایی از فردی که از کودک مراقب می کند، آسیب دیدن، توالت رفتن و غریبه ها
3 سالگی حیوانات، ماسک ها، تنها ماندن، جدایی از والدین
4 سالگی تاریکی، حیوانات و سر و صدا
5 سالگی حیوانات، افراد بد، تاریکی و جدایی از والدین
6 سالگی غول ها، جادوگرها و دیگر افراد غیر عادی، صدمات جسمی، رعد و برق و تندر، جدایی از والدین (برای مثال هنگام رفتن به مدرسه)
7-8 سالگی غول ها، جادوگرها و دیگر افراد غیر عادی، (مثلا انهایی که در کتاب ها و فیلم ها هستند) وقایع غیر عادی موجود در رسانه ها و فیلم ها، (مانند جنگ و بمب گذاری و انفجارها)، تنها ماندن، صدمات و اسیب ها.
منبع: آلن دیک، 1983

محیط اجتماعی در پهنه زندگی چالش های متفاوتی را پیش روی ما می گذارد که مستلزم رشد مهارت ها، باورها یا احساسات جدید است. طی دوران کودکی ترس ها و اضطراب ها این قبیل چالش ها را به وجود می آورند. کودکان با فراگیری روش های مقابله با موقعیت های اضطراب زا و ترس آور این دوران، نحوه کنار آمدن با ترس ها و اضطراب های زندگی آتی را می آموزند. برای مثال اذعان به ترس، رویارویی و سپس مقابله با آن، و در نهایت نترسیدن در واقع توالی رشد کودک است تا در آینده برای مقابله با ترس و اضطراب آماده باشد.

بر اساس متون و ادبیات تحولی، بسیار معقول است که کودکان و نوجوانان نسبت به تجربه ترس ها و اضطراب های مختلف در مراحل مختلف تحول خود اسیب پذیرتر باشند. با وجود این، چه چیزی واکنش و ترس و اضطراب بهنجار را از اضطراب هراس بالینی جدا می سازد؟ متخصصان بالینی دستورالعمل هایی را برای متمایز کردن واکنش ترس طبیعی از شرایط اضطرابی که از نظر شدت، فراوانی، محتوا، دفعات و نشانه های اضطرابی با همتایان بهنجار خود متفاوت هستند تهیه کرده اند (کندال، 2000).

منبع : کودک و نوجوان-کودک من اضطراب دارد یا عادیست؟

+ نوشته شده توسط Ravanshenasanebartar در ، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: کودک مضطرب، مشاوره کودک، روانشناسی کودک

تشویق بچه ها به مرتب کردن اتاقشان

۰
تشویق بچه ها به مرتب کردن اتاقشان
نکاتی برای واداشتن بچه ­ها به مرتب کردن اتاق­شان

هر صبح جمعه و روزهای تعطیل بر سر این موضوع جنگ به پا می­شود. چه­بسا مادر و پدر یا هردو برای اولین بار با ملایمت بگویند که: «خیلی خب بچه­ها وقتشه که اتاق­هاتون رو تمیز کنید». بچه­ها نق می­زنند، وقت تلف می­کنند، گیج می­شوند، یا یکباره دست از کار می­کشند. بچه­ها اول صبح باتذکر با صدای بلند و اصرار والدین­شان عصبانی می­شوند. «چند بار باید بهت بگم این آشغال­ها رو جمع و جور کنی؟ یا همین حالا انجامش می­دی یا هیچ­وقت!»

والدین احساس می­کنند برخی قانون­ها را باید تحمیل کرد. بچه­ها می­خواهند اتاق­شان قلمروی -بهم ­ریخته­ ی- خودشان باشد. این موضوع سرآغاز جنگ می­شود. تهدید­ها شروع می­شود. بچه­ ها تا حدی تسلیم می­شوند. والدین مدام اوقات­ تلخی می­کنند. مدام بدخُلقی پیش می­آید. والدین برخی اوقات منصرف می­شوند یا از فرط ناامیدی خودشان بیشتر کارها را انجام می­دهند. برخی اوقات هم بچه ­ها کارهایشان را تا جایی که لازم است انجام می­دهند، اگر فقط والدین بالای سرشان نایستند، یا از نتیجه­ گیری پرهیز کنند، یا بچه­ ها را به کارهایی مشغول کنند که برایشان بیشتر جالب است. تا یکشنبه­ ی بعد و راند بعدی.

چرا این همه دردسر؟ چون این کار ماست. آموزش کودکانمان برای اینکه برنامه­ هایشان ردیف باشد، چه آنها اتاق شخصی داشته باشند و چه کنج دنجی برای خودشان، اندوخته­ ی مهمی برای بلوغ در مهارت­هایشان محسوب می­شود.



عادت دادن به نظم، پیش­بینی ­پذیری و ثبات در زندگی را برایشان فراهم می­سازد. دانستن اینکه چطور نظم ببخشیم و این نظم را حفظ کنیم، آنها را در چالش­های بزرگ­سالی در حاشیه امن قرار می­دهد.مرتب کردن رخت­خواب در زمان­های دشوار، ممکن است چیزی جزئی به­ نظر بیاید؛اما دانستن اینکه چطور در میان جنب­ و جوش و بدو بدوها پیش برویم و مکان دنج خودمان را داشته باشیم، مهارت­هایی هستند که ما در زمان­های سختی به­دست می­آوریم.

اصرار به بچه­ ها برای مرتب چیدن وسایل،ایندرسرا به آنها می­دهد که نسبت به چیزها مسئولیت­پذیر باشند. وقتی به آنها نشان دهیم که چطور مراقب وسایل­شان باشند، وقتی به آنها یاد بدهیم که چطور وسایل معیوب رابازیابی یا تعمیر کنند، وقتی که تشویق­شان می­کنیم به چیزی که برایشان ارزشمند است سروسامان بدهند، خلاصه­ای از مفهوم «مسئولیت­ پذیری» نسبت به مجموعه­ ی مشخصی از کارها را برایشان می­ سازیم.

برای مطالعه بیشتر:

تعامل مدیران و والدین در انضباط مدرسه

ایجاد مسئولیت پذیری در کودکان

شروع آموزش به بچه­ ها برای عمل به وظایف و تکالیف­شان اصلا شرم­آور نیست، مراقبت از چیزها جای خوشحالی دارد. مراقبت عاشقانه از آنچه به ما داده شده است، راهی است که عشقی را کهآدم­ها به ما نثار کرده­اند، به خودشان بازگردانیم.

منبع :کودک و نوجوان-تشویق بچه ها به مرتب کردن اتاقشان

+ نوشته شده توسط Ravanshenasanebartar در ، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: آموزش انضباط به کودک، مرتب کردن اتاق کودک، انجام وظایف توسط کودک، مشاوره کودک
نوشته‌های اخیر